شهيد سيد علي اصغر جاهد

 
 

سال سوم رياضي كار بردي

 
 

محل شهادت : شلمچه

 
 
بسم الله الرحمن الرحيم
با درود به شهداي راه حق و آزادي، و با درود به رهبركبير انقلاب اسلامي، وصيتنامه‌ام را شروع مي‌كنم،
البته نمي‌دانم وصيت‌نامه‌ام را چگونه بنويسم، در اين وصيت چه بگويم و چه امر مهمي را متذكر شوم، راستي برايم مشكل است، در اين دنيا چيزي ندارم كه سفارشي در مورد آن بنمايم، خدايا هدايتم كن، راهنمائيم كن، از آن موقعي كه قدرت تميز و تشخيص داشته‌ام، سعي كرده‌ام انساني پاك باشم، انساني آزاد از قيد و بندهائي كه مانع پيشرفتم بوده باشد و در اين راه سعي وافري كرده‌ام، ولي هميشه از اين امر كه نتوانسته‌ام اين امر را كاملاً تحقق بخشم تأسف خورده‌ام، نمي‌دانم با چه رويي در پيشگاه الهي حضور يابم از آن اوقاتي كه مي‌توانستم آن كارهائي را كه رضاي خدا بوده انجام دهم ولي انجام نداده‌ام. «آه من قله الزاد» از اين مي‌ترسم در پيشگاه حضرت پيامبر، ائمه و شهدا روسياه باشم، خدايا مرا ببخش.
 وصيتي براي پدر و مادر و خواهران و برادرانم دارم،
 پدر و مادر گرامي اميدوارم كه از بنده در اين مدت راضي باشيد. پدر عزيز شما بوديد كه از آن ايام كودكي دستم را گرفتي و به مجالس قرآن بردي، در كنارتان مي‌نشستم، قرآن را فرا مي‌گرفتم هميشه از داشتن همچون پدري به خود مي‌باليدم ولي چكار كنم كه پدر در مقابل مكتبي مسئوليت‌زا قرار گرفته‌ام، پدر و مادر گرامي آنجا ياد گرفتم كه چگونه مي‌توانم حسيني باشم، راه و رسم زندگي ائمه را درك كردم، دردهاي پيامبر را براي ابلاغ و رساندن پيام قرآن به همان درك ضعيف خود فهميدم و موقعي كه انقلاب شد و اين نعمت بزرگ را خدا به ما عطا نمود و اسلام را جلوه و رنگي در كشور ما داد خون عزيزاني و در راه آن ريخته شد احساس كردم در مقابل اين انقلاب نيز دين عظيمي برگردن دارم.
 پدر و مادر عزيز مي‌دانم كه شما از دوري بنده ناراحت مي‌شويد خصوصاً موقعي كه بنده به جبهه مي‌روم ولي چكار كنم در مقابل چشمانم خون شهدا و مسئوليت در مقابل اين خونها را مي‌بينم. پدر عزيز اميدوارم خداوند به شما صبر جزيل عطا نمايد خودتان مي‌دانيد كه اين دنيا محل قرار نيست و سعادت انسان مسلمان در جنگ و جهاد در راه خدا و شهادت در راه خدا مي‌باشد. و بنابراين بايد انسان به اين دنيا دل نبندد و از مرگ و پيكار در راه خدا براي نصرت دين دريغ نورزد. از خدا اين را مي‌طلبم كه مرگم را در شهادت قرار دهد و اگر خدا اين لياقت را به بنده داد پدر و مادر عزيرم از شما مي‌خواهم كه گريه در شهادت حسين (ع) و به رگهاي بريده شده آقايم حسين (ع) كنيد.
از خواهران گرامي مي‌خواهم پيرو راه فاطمه زهرا (ع)، زينب كبري باشند و از خط اسلام دور نگردند به خواهران و برادرانم وصيت مي‌كنم در واجبات خود دقت فراواني نمائيد و آنها را كاملاً انجام دهيد و در اين كارها سستي و تعلل نورزيد به خواهرانم عرض كنم طبق آيات صريح قرآن حجاب خود را حفظ كنند و اخلاص در عمل را فراموش نكنند. وصيتي نيز با دوستان دارم، به هم‌درسي‌هايم دارم، درسها را به دقت بخوانيد چون اسلام به شما نياز دارد، اگر اسلام به نيرو در جبهه نياز داشت و امام فرمودند، جبهه‌ها را خالي نگذاريد، در صحنه‌هاي سياسي اجتماعي، حضور فعال داشته باشيد.
 امام را تنها نگذاريد رهبريت را احترام گذاريد و پشت سر امام باشيد، اخلاص در عمل و نيت را فراموش نكنيد وصيتهايي نيز به قرار زير دارم:
1- قبرم در كنار دوستان شهيدم باشد شايد خداوند بواسطه پاكي آنها، ما را ببخشد.
2- كتابهايم را اگر نياز نداريد بين كتابخانه‌هاي عمومي شهر و دبستانها و دبيرستانها و مدارس راهنمائي، هر طور صلاح مي‌دانيد تقسيم نمائيد وصيتي ديگر ندارم. خداوندا! مرا جزو ياران مهدي (عج) قرار ده مرا با اخلاص بميران، در موقع مردن مرا مسلمان و با ايمان بميران، خدايا، خداوندا مرا عارف به خود بميران، خدايا خداوندا رهبر انقلاب را تا ظهور حضرت مهدي (عج) نگهدار، مسئولين جمهوري اسلامي را در مسئوليتشان موفق گردان، به اميد پيروزي حق بر باطل.