شهيدمفقود الاثر حسين زر آبادي پور
شهيد سيد سهراب اخلاقي كلهرودي

شهيدمجاهد عراقي محمود فرزام

شهيد مفقود الجسد بهروز دلاور

شهيدرضا سيد صادق شميراني

شهيدمفقود الا ثرعلي گودرزي

شهيد سيد علی اصغر جاهد

شهيد علي نجفيان سراجي

شهيدحسين رنجبر جهرمي

شهيدسيد علي رضا ترابي

شهيدعليرضاخواجه نوري

شهيدخواهر ليلا قريشي

شهيدمحمد شفيعي ها

شهيدشيرزاد قاسم نژاد

شهيدغلامرضا اسلامي

شهيدمرتضي محمديان

شهيدمحسن ذاكر زاده

شهيدمسعود رحماني

شهيدفرشادشايسته

شهيدمجيد پور معراج

شهيدغلامرضا رهنما

شهيدعباس احمدي

 
 

شهيد غلامرضا رهنما 

 
 

 دانشجوي رشته شيمي

 
 

محل شهادت:پنجوين

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم
غلامرضا در سال 1339 در شهريار متولد شد.اين شهيد از كودكي اخلاق بخصوصي داشت بسيار مذهبي و همچنين داراي استعداد خارق العاده أي بود. چنانكه در 5 سالگي وارد مدرسه شد به همين جهت شناسنامه او را عوض كردند و دو سال بزرگتر گرفتند تا بتواند به طور قانوني وارد مدرسه شود، يعني در حقيقت تاريخ تولد اين شهيد 1341 است كه به 1339 مبدل شد. برخورد او با نزديكان و دوستان بقدري خوب بود كه همه او را دوست داشتند.
پدر اين شهيد سالها پيش زماني كه در دبيرستان تحصيل مي كرد به علت بيماري فوت كردند در نتيجه از همان زمان سرپرستي خانواده به دوش غلامرضا بود در حاليكه سرپرستي مادر و پنج فرزند را به عهده داشت و چون پدر او شغل آزاد داشتند در نتيجه هيچ حقوقي نداشتند تا بعد از مرگشان خانواده بتوانند از آن استفاده كنند كه همه اين مشكلات به عهده اين شهيد بود.
فعاليتهاي مذهبي غلامرضا قبل از انقلاب تشكيل جلساتي بود كه در آنها جوانان و نوجوانان را كه در آن زمان مواجه با بي ديني بودند ارشاد مي كرد و نيز فعاليت چشم گيري در زمينه پخش اعلاميه سخنراني در مساجد جهت آگاهي مردم و تشكيل راهپيمايي در مدارس و مساجد داشت.
او با ضد انقلاب بر خورد قاطعي داشت و اكثرا تا آنجا كه مي توانست با بحث و ارشاد مي خواست آنها را آگاه سازد وقتي بحث هاي چند ساعته با آنها داشت كه در آخر جلسه اگر آنها هم موافق نبودند ولي هيچ حرفي براي گفتن ديگر پيدا نمي كردند.
در زماني كه او به تحصيل مشغول بود با انقلاب فرهنگي دانشگاه مواجه شد كه او در اين مدت وارد آموزش و پرورش شد و به عنوان معلم پرورشي خدمت را شروع كرد. ببيشترين فعاليتهاي اين شهيد در دوران انقلاب در مدارس بود چون ايشان بعنوان معلم پرورشي در خدمت آموزش و پرورش بود علاوه بر اين كلاسهاي اصول و عقايد و قرآن در مسجد محل خود براي كودكان و نوجوانان تشكيل مي داد و در روزهاي مهم مانند 17 شهريور و 22 بهمن هم فعاليتهاي چشمگيري داشت.
در اين دوران از اعضاي انجمن اسلامي نيز بود كه در آنجا فعاليت مي كرد.
تحولات روحي و معنوي او قبل و بعد از اعرام به جبهه بسيار خوب بود چنانكه از يكي از نامه هائيكه بعد از اعزام به جبهه براي مادر خود نوشته بود اين جمله را قيدكرده بود كه أي مادر آيا شما حاضريد من در خانه ودر كنار شما باشم در حاليكه هزاران نفر در زير بمبارانها جان مي دهند وكمك مي خواهند. او دو بار به جبهه رفت  كه در دفعه دوم به شهادت رسيد و در اين مرحله 3 ماه در جبهه بود. آخرين پيام او دعوت به تقوا و اخلاق اسلامي وگوش به فرمان بودن به رهبر امام خميني (قدس) بود.
از جمله خاطراتي كه از اين شهيد بزرگوار نقل مي شود، (خواهر شهيد) شبي در نيمه هاي شب بيدار شدم ديدم كه صداي ملكوتي قرآن مي آيد فكر كردم كه راديو روشن مانده برخاستم كه ببينم صدا از كجاست كه يكدفعه متوجه شدم كه برادرم يعني اين شهيد است كه درآنموقع شب با خداي خود مناجات مي كند كه من همانموقع از خود بيخود شدم گفتم خدايا اگر اين بنده تو است پس من گناهكار چه هستم .

پيام خواهر شهيد به امت شهيد پرور:
پيامم به همه خانواده ها اين است كه از بي حجابي و بد حجابي جلوگيري شود.