|
|
|

|
| |
|
|
| |
شهيد حسين رنجبر جهرمي
|
|
| |
رشته رياضي وعلوم كامپيوتر |
|
| |
محل
شهادت: سوسنگرد |
|
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم
حسين در سال 1335 در شهرستان جهرم متولد شد. از نوجواني نماز سخت پايبند
بود. به جلسات مذهبي وقرائت قرآن و دعا علاقه خاصي داشت وسعي مي كرد اين
معارف را در زندگي عمل كند. از لحاظ معاشرت الگو بود با تشكيل جلسات
مذهبي، براي منسجم كردن جوانان تلاش مي كرد. به عنوان مثال مطالعات گروهي
را به راه مي انداخت.
به تزكيه نفس، خود سازي وآمادگي جسماني توجه بسياري
مي كرد. براي مقابله با رژيم پهلوي، در به راه اندازي تظاهرات فعال بود.
دوستانش هميشه از تظاهرات و آينده نگريهاي او در پيشبرد كارهاي تشكيلاتي
استفاده مي كردند. در امر تكثير و پخش رهنمودهاي امام به صورت اعلاميه با
دوستان همكاري مي كرد. در سال 1353 در رشته رياضي دانشگاه تهران قبول شد.
اين دوره آغاز فعاليت سياسي ـ اجتماعي او بود و فعاليتهاي او هم در
دانشگاه و هم در شهرش قابل تحسين است.
عقيده داشت كه تحصيل علوم عاليه يك
مساله جنبي زندگي است. اساس و حقيقت زندگي، همان مبارزه در راه خدا و
خدمت به خلق خداست.
در
دوره دانشجويي اين هدف را دنبال مي كند. در اولين شبهاي پيروزي انقلاب
اسلامي وارد كميته انتظامات مي شود و به پادگان آموزشي رفته، به بازسازي
و راه اندازي آن، مشغول مي گردد.
در شهر خود نيز، با همكاري دوستان، بخش
فرهنگي كميته انقلاب اسلامي را تأسيس مي كند و به دنبال پيام امام خميني
وارد جهاد سازندگي شده تا اوايل مهرماه 1358 در جهاد خدمت مي كند. بعد
تحصيلات دانشگاهي را ادامه مي دهد تا اينكه در بهمن 1358 در رشته خود
فارغ التحصيل مي شود.
بعد
از اين مرحله دوباره به جهاد بر مي گردد و طبق نقل با لب روزه در كنار
ديگر همشهريانش به ياري كشاورزان در برداشت شالي مي پردازد البته اين نوع
كمك رساني در اين مناطق به اين صورت بود كه بعد از برگزاري نماز جمعه به
صورت گروهي به كشتزارها مي رفتند و به نوعي به جهاد، جامه عمل مي
پوشاندند. در اواخر 1359 به خدمت مقدس سربازي در آمد و پس از مدتي وارد
مركز آموزش هوايي پايگاه انقلاب اسلامي شد و با كمك دوستان به تغيير
بنيادي در محتواي آموزش نظامي، براي مطلوب تر كردن، آن پرداخت. او چنين
استدلال مي كرد:
((ما بايد از كليه امكانات وفرصتهاي موجود، جهت خود سازي و آمادگي رزمي
استفاده كنيم . زيرا ما اكنون با آمريكا در جنگ هستيم هر لحظه امكان دارد
كه آنها به طريقي به ما حمله كنند لذا نبايد فرصتها را از دست بدهيم .))
گويا تجاوز صدام مزدور را پيش بيني مي كرد. او تني مي خواست تا بتواند
جوابگوي روح پر غرورش در ميدان جهاد ومبارزه باشد به همين خاطر به پايگاه
بسيج مراجعه نمود وتوسط برادران نظامي ، آمادگي رزمي انفرادي پيدا كرد.
سپس به پايگاه قلعه مرغي اعزام شد وبه تدريس رياضي در آنجا پرداخت اين
دوره همزمان با آغاز تجاوز صدام به كشور بود.
او همچون پرنده در قفس
مانده بود وهمين كه شرايط براي رفتن او به جبهه فراهمشد شور وشعف در
رفتار او نمايان شده بود. بالاخره بايك گروه جان بر كف وداو طلب به نداي
نايب امام زمان لبيك گفته، عازم خوزستان شده آنچنان بهشهادت
خود يقين داشت كه وقتي خبرشهادت دوستش جواد صفايي رابه او رساندند با
لبان خندانبه ديگران مي گفت:
اگر براي جواد پيغامي داريد به من بگوييد تا
به او برسانم.لطف خدا شامل حال او شدودر سال 1359 در سوسنگردهنگامي كه
براي نماز وضو مي گرفت ، تركش خمپاره به اواصابت كرد ودر حاليكه از گلويش
خون مي ريخت شهادتين را بر زبان آوردوبه وصال محبوب شتافت.
|
|
|
|