در مورد قل (قول)

بسم‌الله الرحمن الرحيم

تو ماشین نشسته بود، صدای ضبطش را تا آخر بلند کرده بود و با یه آهنگ دوبس دوبس دستش را تکان می داد.
به راحتی می شه فهمید که در پشت این ابراز یه باوری وجود داره و او داره با این کار به خودش یا دیگران چیزی رو می گه. (به متن قبلی مراجعه شود)
بدون تردید کارهای ما نوعی گفتن و بیان کردنه که حتی بیشتر وقت ها خیلی مهمتر از گفتن با زبونه.
وقتی شما از کسی که اخم کرده می پرسید : "ناراحتی؟" و او می گه "نه"، به حالت و عملی که داره استناد می کنید و کاری به "نه" او ندارید و سعی می کنید او رو از ناراحتی در بیارید.
در تعاملات اجتماعی هم، اگه کسی با زبونش چیزی رو بگه و در عمل کار دیگری را انجام بده، شما طبعا به عمل او نگاه می کنید نه گفته های او.
بنابراین هر فردی با هر کاری، چیزی رو بیان می کنه و البته نباید منتظر بود، افراد هر چی تو قلبشون هست را با فقط با زبونشون مطرح کنند.
کسی که با سر و وضع ناجور به خیابان می آید،
کسی که دروغ می گه،
غیبت می کنه،
و ...گناه می کنه ،
همه این ها و لو اینکه به زبون هم جاری نشه بیان کننده اینه که:
خوش باش. دنیا همین دو روزه، نباید سرم کلاه بره. ولش کن آدم نیست. دل باید پاک باشه . و...
و از اونطرف
خانمی که از روی اعتقاد چادر سر کرده.
اونی که مواظبه حق کسی ضایع نشه.
کسی که دروغ نمی گه ولو به ضررش تمام بشه.
غیبت نمی کنه ولو از کسی خیلی هم ناراحت باشه.
و... گناه نمی کنه.
همه این افراد ولو به زبون نیارند در عمل اعتقاد خودشون رو به وجود یه قانون گذار، مالک، سرپرست و در یک کلمه "یک خدا" ابراز می کنند.
با این حساب شاید اگه افراد می دونستند با هر عمل خودشون چه حرف هایی رو به وضوح فریاد می کنند از انجام خیلی از کارهای زشت و منکر صرفنظر می کردند و در انجام کارهای خوب از هم سبقت می گرفتند. و حتی سعی می کردند خیلی از کارهای خوب رو علنی تر کنند تا بتونند بیشتر و بیشتر به آیه شریفه "قل هو الله احد" عمل کنند.

آیا شما هم با من هم عقیده اید؟
به یاری خدا ادامه داره...