|
هر وقت به آنها فکر می کردم ، به حالشان غبطه می خوردم . چند تا جوان با
دلهایی پر از شور و اشتیاق دور هم جمع شدند و کاری کردند که همیشه تاریخ
برای همه جوانها الگو شدند . اول هر کدامشان یک گوشه ای برای خودشان
بودند . اما وقتی جوششی از درونشان آغاز شد و " زدنهم هدی " شدند پرده ها
از میانشان کنار رفت و یک چیزی آنها را به هم متصل کرد و آن محبت بود ،
محبتی که خدا در دل هر کسی که بخواهد می اندازد و یک روزی با تمام
وجودشان خواستند به خاطر ربشان قیام کنند و اینجا بود که خدا " ربطنا علی
قلوبهم " را در میانشان جاری ساخت و قلبهایشان به نور الهی محکم و استوار
شد . آنگاه بود که توانستند همه تاریکی را با نور فریاد " ربنا رب
السموات و الأرض " بشکافند.
حالا وقتی به خودمان فکر می کنم می بینم ما هم زمانی از یکدیگر دور بودیم
ولی تشنگیمان ما را در کنار هم جمع کرد و همه با هم یک " شاء ان یستقیم "
بزرگ پیدا کردیم . محبتی عجیب در دلهایمان افتاد، خدا به ما نگاه کرد و
دوره قرآن پژوهی را " زدنهم هدی " یمان قرار داد . حالا فقط مانده قیام
کنیم تاخدا "ربطنا علی قلوبهم" را هم درمیانمان جاری سازد، قیام عظیمی که
زیاد هم دور نیست .
وراستی هیچ ازخود پرسیده ای چرا سر امام حسین(ع)، بعد از قیام کربلا،
بالای نیزه، همین آیه های اول سوره کهف را میخواند... ؟
|