درمورد سوره توحید

بسم‌الله الرحمن الرحيم

چشم هایم را باز کن تا ببینم هستی را.
و گوش هایم را تا از هستی بر وجود و عطشناکم نسیمی وزیده شود.
هستی در لباس اشیاء و موجودات ، نوری است که از فرط وجود برایم مخفی است.
وبلندای صدای هر موجود از فرط بلندی گوشهایم را ناشنوا ساخته است.
کور است چشمی که تو را نبیند .
و کر است گوشی که از تو نشنود.
رودها می گویند جاریند چون بفهماند معنای جریان داشتن را.
دریا می گوید ، بی کرانی و صفا و عظمت را
و خورشید، تابش
ستاره، زیبایی، تلالو ونور.
کور است چشمی که تو را نبیند.
همه چون هستند ، هستی را به همان اندازه که می توانند نشان می دهند.
همه می گویند و آشکار می کنند نهفته های درونشان را
و از معنایی پرده برمی دارند و با ما سخن می گویند:
آسمان از بلندا و رفعت.
دریا از خروش و عظمت
کوه از استقامت و حکمت
پرنده از پرواز و حرکت
چشم هایم را تو باز کن تاببینم
و گوش هایم را تا بشنوم.
انسان باید:
باید آنچه را خلق معنا کرده اند را در عمل بازگو کند.
ابراز شود و آنچه را به او داده اند را آشکار نماید.
باید نمود خالق و معبودی باشد که همه در او در تحیرند.
و بگوید یکپارچگی جهان و یکتایی هستی را.
باید از خود نشان دهد که اوست مقصد و نیاز موجودات
وآنچه را برای خود روا می دارد را به او در باور و فکر روا ندهد.
که اینست مفهوم توحید
کور باد چشمی که تو را نبیند.