بسم‌الله الرحمن الرحيم

نشانه ... آره نشانه ...
بزرگی می گفت : « همه زندگی آدم توجه به نشانه هاییست که خدا سر راهش می ذاره ، تا اینکه بفهمه که چی خوبه و چی بده »
و این حرف یعنی اینکه ما باید فقط چشمامونو باز کنیم تا این نشانه ها رو ببینیم ، نشانه های آشکاری که روزی چند بار برامون قرائت می شه ، نشانه هایی که خیلی راحت از کنارشون رد می شیم و اصلا توجهی بهشون نداریم ؛ تازه اگه یکیشون رو هم دیدیم می ذاریم پای اتفاق و حادثه و شانس و خلاصه هزار جور از این اسمهای الکی و بی معنی تا خودمون گول بزنیم و اونا رو فراموش کنیم . چند وقت بعدش هم که یه اتفاق بد و ناراحت کننده واسمون پیش اومد کلی طلبکار می شیم که : « اِ... چرا اینجوری شد ؟ » یکی بگه آخه بابا! مگه بهت نگفته بودن ، اصلا دیگه چه جوری باید به یکی بگی که چی درسته و چی غلطه ... ؟
یادم یه روز که از خونه بیرون اومدم و سر کوچه پام خورد به تکه سنگی و نزدیک بود تا با سر بخورم زمین، خودم رو صاف و صوف کردم پولی رو گذاشتم کنار برای صدقه، تا بقولی گفتنی رفع بلا شده باشه، تا هفت شب و هفت روز جشن و پایکوبی بود میون صندوق صدقات کمیته امداد، که بالاخره ما فلانی رو هم دیدیم...! یکی نیست بگه ای بابا رو تو برم ! حتما باید بخوری زمین تا بفهمی باید صدقه داد، تازه این فقط زمین خوردنه که باید ما رو به یاد کارهای کرده و نکردمون بندازه ؟ اون روز که لامپ اتاقت سوخت ... اونروز که مریض شدی و به کارت نرسیدی ... اون روز که تو صف شیر تا نوبت به تو رسید شیر تموم شده بود ... یا اونروز که که وسط خیابون ، زیر بارون شده بودی مثل موش آب کشیده ... یا خیلی روزهای دیگه مثل اونروز ، واقعا فکر می کنی که اینا همه اتفاقی بودن ، یه اتفاق ساده ؛ نه خیر جانم !!!، اینا همه نشانه بوده ، نشانه هایی واسه تو ، نشانه هایی تا بفهمی که کدوم راه درست بوده و کدوم غلط ؛ می دونی به این نشانه ها چی میگن ؟ فلق ... آره فلق...
فلق یعنی نشانه؛ و اگه اونو ببینی و بکار ببندی؛ یعنی همه چیز. فلق یعنی نشانه؛ و اگه اونو ببینی و از کنارش بگذری؛ یعنی که حسابت با کرام الکاتبینه. فلق یعنی تشخیص خوب از بد، یعنی اونجایی که حجت بر تو تموم شده و حالا نوبت تو تا نقشت تو بازی کنی ...
راستی این نوشته هم یه نشانست ، یه نشانه برای اونی که نوشته و یه نشانه برای تویی که می خونی، یه نشانه که می گه :« نشانه ها یادت نره!»