بسم‌الله الرحمن الرحيم

يا من هو جل ثنائه
شايد تو هم مثل من خيلي وقتها دلت براشون تنگ مي شه وشايد فكر كني كه اين دلتنگي فقط ما ل خودته .اما وقتي يه نگاهي به در وديوار ميكني وپاي صحبت دوستانت مي نشيني مي بيني كه اين دلتنگي فقط مال تو نيست .
چفيه ها رو مي بيني وسر بندها رو قا ب عكس هاي روي ديوار ها رو نقاشي هاي ديواري سطح شهرو.
آره خوب متوجه شدي شهدا رو ميگم . همون هايي كه خيلي دلت براشون تنگ مي شه.همونهايي كه خيلي وقتها با هاشون درد دل مي كني .همون هاي كه شمس وجودشون تكوير شده نوري به قلبشون تابيده كه تموم وجودشون رو به جوش وخرو ش در آورده .
شهدا همون هايي كه چيز با ارزشي توي اين دنيا پيدا نكردن كه بهش د ل ببندند .همون هايي كه درياي وجودشون از عشق به خدا شعله وره .شايد تو هم مثل من بهشون غبطه مي خوري .نمي دونم تا به حال پاي صحبت ماد ريكي از شهدا نشستي يا نه ؟ ولي شايد نگاه مهربونشون رو ديده با شي كه به قا ب عكسي دوخته شده .فكر كردي كه اين نگاه چه معني ايي داره ؟
اين نگاه پر از سؤاله « بأي ذنب قتلت ؟ » اين ماد رخوب مي دونه كه يه روزي جواب سؤالش رو مي گيره .
مادر پسرش رو خوب مي شناسه.مي دونه كه پسرش توي چه راهي قدم گذاشته ومي دونه كه حالا پسرش مصداق بل آحيا شده.مادر مي دونه كه چي در پيشگاه خدا حاضر كرده .
شايد تو هم گاهي اوقات به عكس شهدا خيره شده باشي .مي دونم كه تو هم متوجه شدي كه نگاهشون خيلي عميقه وتا عمق وجودت نفوذ مي كنه وتوي اين نگاه عميق كلي حرف برا ت دارند .وتو هميشه خودت رو مخاطب اين سؤالشون ميدوني كه :« فأين تذهبون ؟ »اونوقته كه خيلي شرمنده ميشي .
شهدا خوب طريق مستقيم رو پيدا كردن .خوشا به حالشون كه خداوند قبولشون كرده.