|
|
|
 |
|
سمالله
الرحمن الرحيم |
|
آيات مربوط به ان هو الاذكرللعالمين
انعام / 90
يوسف/ 104
يوسف/ 104
قلم/ 52
ص/ 87
(ان هو الاذكر للعالمين) ( لمن شاءمنكم ان يستقيم)
( و ماتشاءون الا ان يشاء ا... رب العالمين) با آیات سورههای بالارتباط
دارد.
لواشركوا لحبط شرك مانع رسيدن
شاء ، ذائقه انسان را منحرف ميكند.
اقتداء به هدايت رسولان ، شاء انسان را به سمت هدايت منحرف ميكند .
يوسف 104: ان ربي لطيف لايشاء
* ان هو الاذكر للعالمين در سورههاي ديگر هم هست.
يتقيم: از ريشه قوم انتصاب الي عمل، برخاستن است و فعل لازم است. دروني
است. به چيزي نياز ندارد در باب افعال اقام ميشود كه متعدي است و اغلب
با الصلوة ميآيد در باب استفعال، استقامه است كه لازم ميماند ولي در آن
طلب و برخاستن و استمرار پديد ميآيد.
لازم متعدي لازم ـ متعدي
انتصاب الي عمل اقام الصلوة استقامة
طلب + برخاستن
استمرار=خسته نشدن
نشكستن
ادامه قيام با برخاستن
در رابطه با معناي ان يستقيم:
الف) قوام (برخاستن) + استمرار + همه جانبه بودن آن
ب) تحقق يافتن
ج) جايز بودن
صحت و سلامت فعل صالح بودن كار (عمل صالح)
فعل یستقیم جهت د ارد وتداوم در یک مسیر مشخص است .
ان یستقیم مصدر مودل است هم جهت دارد وهم معنای مصدری وزمان را همیشگی می
کند .
امام باقر (علیه السلام):
در آخر الزمان قومی می آیند که اهل ریایند وبه سمت آدمهای جاهل (سفهاء)می
روند که کا رهای جدید ونو نمی کنند .
امر به معروف ونهی از منکر نمی کنند ، مگر این که به نفعشان باشد .
امر به معروف ونهی از منکر موجب :
- هدایت انسان
-یستقیم الامر
-ولایت می شود.
-یستقیم الامر همان :
-تحقق ،قوام یافتن است .
-حرف خالق است .
-منویات پیامبران است .
-منجر به قیام وبر خاستن می شود ودر نتیجه آن ،هر چیز وصفت وعملی ، رنگ
خدایی می گیرد .
رخوت وسستی وافول ، مانع برخاستن می شود .
- کسی از رسول استفاده می کند که برخاستن را بخواهد ونحوه استفاده از
رسول ، ذکر است .
نحوه انجام اعمال وصفات را در رسول ببینیم واطاعت وتبعیت کنیم .
لمن شاءمنکم ان یستقیم،یعنی تبعیت از حضرت مولا علی (ع)واهل بیت .
علم خدا : عين ذات است وبرای او تكليفآور نيست .
صفت ذات + قدرت
صفت فعل تكليفآور است .
سوره تكوير
اذا الشمس كورت
اگر «ما تشاءون الا ان يشاء ا...» براي هر كس رخ دهد. اذ ا الشمس كورت
براي او رخ ميدهد.
* استدلالهايي كه ميگويد حتماً منظور از اذا ها قيامت نيست و رسول حتماً
جرئيل و رسول خدا (ص) نيست.
سوره سه بخش دارد و بوسيله (فاء ) به هم مرتبط ميشود.
حرف ربط كه نشان دهنده ارتباط ما بعد به ماقبل می باشد بصورت رتبهاي
است.
بحثروايي در مورد سه بخش: يعني بحث روايات در سه بخش گوياي اين نكته است
كه آيات صرفاً براي قيامت نيست.
ـ قسمت اول خورشيد طلوع ميكند از غرب
ـ قسمت دوم امام زمان ميآيد پس از مدتها پنهاني
ـ قسمت سوم شما در رابطه با ولايت و پيروي از امام چه كرديد (فاين
تذهبون)
اگر مصداق اين سوره را براساس اصل تطبيق خود انسان بگيريم بايد قسمتهاي
مختلف را معني كنيم.
عقل مشابه جبرئيل است:
1ـ كريم (ارزش وجودي بالايي دارد) كرامت = انعطاف
2ـ ذي قوه
3ـ عند ذيالعرش
4ـ مكین
5ـ مطاع ثم
6ـ امين
بعضيها ذائقهشان براي قيام تحريك ميشود.
قیام مخالف ركون و سكون وماندن است .
قيام مطلق حركت كردنهاي مردانه است.
و در قيام طلب و حركت و تعادل و عملگرائي وجود دارد كه ميشود يستقيم.
طلب + قوم
کرامت انسان به عقل اوست .
صاحب است .
پنهان است .
در آیه ( ولقد راءه بالافق المبین ):
(ه)در راءه به عبارتی عقل باطنی است است وعمل (راء) را در واقع انسان
انجام می دهد .
آن رسول يك يادي است براي عالمين و ان هو الاذكر للعالمين براي كسي است
كه شاءان يستقيم شود .
اگر كسي نخواهد حركت كند ذكر براي او معني پيدا نميكند.
عالم :
هر چیزی که به علم واطلاع در آید .
عالمین مجموع اشیاء(به طور مطلق )که مورد علم قرار گیرند، یعنی اطلاع
یافتنی است .عالمین یعنی هر چه هست وتوسط خداوند شناخته می شود .
رسول محل یادآوری هر چه که هست می باشد .
فرق شاء واراده :
خواست ( شاء ) همان مشیت است .
اراده همان طلب است .
شاءدر آیات دیگر :
1- یوتی الحکمه –یوتی ملکه (من یشاء)
2- یهب من یشاء اناثا
3- یصورکم فی الارجام کیف یشاء
4- یهدی من یشاء
شاء یعنی شرایط واقتضای مثلا هدایت وحکمت را داشته باشد .
هر کسی متناسب هدایت باشد هدایت می شود .
*معمولا ما چیزی را می خواهیم که در حوزه وسع وامکانات وتوانایی ما باشد
.
خواست در ما ذاءقه ای ایجاد می کند وما را به سمت کا ری میل می دهد .(میل
حتی یصل الی الطلب )
یعنی از بعضی چیزها خوشمان می آید .هر چیز وهر جایی را با این ذاءقه
تنظیم می کنیم.
بعضی ها ذاءقه شان برای قیام تحریک می شود .
اگر کسی نخواهد حرکت کند ذکر برای او معنی پیدا نمی کند.
نتیجه نداشتن قیام :
بخل
افسردگی ناامیدی
صاحب همان حضرت رسول است كه حضرت علي (ع) را در افق مبين ديد.
او را مجنون ميگفتند چون اوامر و نواهيايي ميكرد كه براي مردم زمانش
سنگين بود.
يعني همان ولايت آفا اميرالمؤمنين (ع):
لقدراء (حضرت رسول (ص) : حضرت اميرالمؤمنين = بالافق المبين (دورنماي
ولايت)
قول ميتواند شب را روز كند.
خنس الجوار الكنس تأخيري كه جاري است و بعداً ميآيد.
* مصداق اتم سوره حاكميت ولايت اميرالمؤمنين (ع) بر جامعه.
در اصل ولايت امام علي (ع) همان خنس است كه در حضرت مهدي فاطمه جاري است
و در ايشان و توسط ايشان محقق ميشود.
. اين حاكميت به وحي متصل است ربوبيت دارد جامعه را مديريت ميكند.
سوره ميخواهد شرايط حركت ما را بيان كند به گونهاي كه اقتضاي خواست
تطابق با ولايت را در ما ايجاد كند.
روح كلي در يك پيكر
مصداق سوره
در مصداق انسان : شب روز شدن را، نهفته آشكار شدن را ،خفته شكفته شدن را
، بيان ميكند.
به نام رب و خالق همه هستي
گفتم كه روي ماهت از من چرا نهان است
گفتا تو خود حجابي ورنه رخم عيان است
بسمالله الرحمن الرحيم
اذاالشمس كورت ... و ما تشاءون الا ان شياء ا... رب العالمين
حضرت رسول (ص) فرمودند چند سوره است كه پيرم كرد و يكي از اين سورهها،
سوره تكوير بوده. در ظاهر اين سوره در مورد قيامت است البته با مراجعه به
تفاسير چون تقريباً همه مفسران اين را گفتهاند. مثلاً مي گويند تكوير
شمس يعني خاموش شدني كه حاصل چرخش (كور) و در هم پيچيده شدن آن است.
ولي وقتي به آيه «واليل اذا عسعس و الصبح اذا تنفس»، كه ميرسيم اين معنا
درست نميباشد چون اگر خورشيد تيره شود چرا شب بايد جريان و حركت پيدا
كند و صبح كه روشن است ظاهر بشود پس تكوير به معناي تيره شدن نيست و
ميتواند روشنتر شدن و طلوع باشد.
دليل ديگر اين كه آيات اول با داشتن حرف «اذا» به آيات ديگر باداشتن
(فاء) فاء نتيجه مرتبط شده يعني اذاها رخ داده تا( فلا اقسم بالخنس
الجوار الكنس واليل اذا عسعس و الصبح اذا تنفس )رخ بدهد به عبارتي همه
پديدههاي اول سوره كه با اذا آمده ايجاد شده تا شب جريان پيدا كند و صبح
روشن از راه برسد.
دليل ديگر رواياتي كه از اهل بيت آمده و تكوير شمس و خنس را توضيح داده.
مفهوم سوره: پديدههاي اول سوره كه با اذا آمده رخ ميدهد تا ما علم و
آگاهي پيدا كنيم به آن چيزهايي كه داريم. اينكه شب در حركت است و به صبح
قرار است برسد که ابراز رسول است. رسولي كه كريم است ، يعني بخل ندارد
اين رسول ميتواند رسول باطني (عقل) و رسول ظاهري (حضرت پيامبر (ص) باشد.
به هرحال رسول است كه با حقيقت خودش ابراز ميكند كه ما بايد از شب عبور
كنيم (شب يعني نهفتگي مثلاً نهفتگي و بالقوه بودن استعدا دهاي ما شب
استعدا دهاي ماست) و به روز برسيم (بالفعل شدن)
اين سوره از خنس صحبت كرده (تأخير كرده) كه بايد تأخيرش به جريان تبديل
شود. در روايات گفتهاند اين آيه در مورد حضرت بقيت ا...(عج) است.
در آيات آخر سوره ويژگي رسول را گفته كه ذي قوه يعني داراي قدرت است.
عند ذی العرش است.
مطاع است. يعني از او تبعيت ميشود.
ثم امين است.
در افق مبين ديده ميشود.
مصاحب ماست.
مجنون نيست.
و در آيات ديگر (3 يا4 آيه آخر سوره) از شاء صحبت شده كه همان خواسته است
و با اراده فرق دارد خواست يعني چيزي كه متناسب با توانايي ماست .
اين خواست در ما ذائقهاي ايجاد ميكند و باعث حركت و ميل ما به سمت چيزي
ميشود.
همه آيات ذكر للعالمين است (منظور آيه ذكر للعالمين در خود سوره است)
كل سوره ميخواهد بگويد بايد بخواهيم كه حركت كنيم و در شب نماييم اگر
حركت كنيم ميفهميم كه حركت ما ابزار رسول است مثلاً رسول باطني (عقل)
و خصوصيت رسول اين است كه قابل اطمينان است و خصوصيات گفته شده درباره آن
ما راه در حركت به علمي ميرسا ند . علم به خود و علم به خودیعنی علم به
خداوندکه همان من عرف نفسه فقد عرف ربه است .
اگر قرار است آخرين حجت خدا ظهور كند بايد همه عالم هستي حركت كند.
هر كس بايد رسول خويش باشد . متذكر خودش باشد و خواست خود را در خواست
خداوند فاني نمايد و بخواهد كه حركت كند و استقامت در راه را از خداوند
طلب كند. طلب انسانهاست كه آنها را به سرمنزل حقيقت حركت ميدهد.
*** *** ***
فلا اقسم بالخنس الجوار الكنس
با جمله اسميه آمده و جمله اسميه براي تأكيد است.
انّ براي تأكيد است.
لا براي تأكيد است.
بكار بردن قسم:
قسم بايد متناسب با چيزي باشد كه به آن قسم ميخوريم.
قسم دال بر عظمت است.
در همه قسمتهاي سوره حركتي است ، آيندهاي قابل پيش بيني.
صفت كريم با محكم بودن گرهخورده.( فاستقم كما امرت (لمن شاء منكم ان
يستقيم)
رسول كريم ، جبرئيل است.
صاحب نفوذ است و حامل و پيك است .
چرا نگفته ملك كريم؟ ميخواسته بگويد فرشته ها هم مسئول و رسولند.
در حالي كه در جاهاي ديگر مثلاً گفته كراماً كاتبين.
ذي قوه عند ذيالعرش مكین.
فرق عند و لديك :
عند= نزديك لديك = نزديكتر
مكين: از ريشه مكن است (استقرار + قدرت)
سلطنت ـ عظمت ـ ارتفاع ـ بلندي و اشراف.
دعاي سوم صحيفه سجاديه:
و جبرئيل الامين علي وحيك ، المطاع في اهل سمواتك
المكين لديك ـ المقرب عندك
چرا خداوند گفته رسول بايد امين باشد؟
جبرئيل بايد امين باشد تا به گفتههاي قرآن بشود اعتماد كرد
ذي قده و عند ذي العرش مطاع و امين و مكين نهفته است. دركريم
خطبه قاسعيه( 101 نهجالبلاغه) درمورد نحوه وحي به حضرت رسول (ص) از زبان
حضرت علي (ع)است.
امام هادي در جلد 18 بحارالانوار ميفرمايند حضرت رسول به ورقت بن نوفل
نياز نداشت كه او وحي بودن آن چه رسول خدا (ص) ديده بودند تأييد كند.
*** *** *** ***
ظهور مهدي موعود حقيقتي است كه نياز به درك ما دارد و درك ما همان چرخش
ما به سمت وجود اوست و تكوير اين است.
توضيح سوره در قالب يك سلول:
هسته سلول همان ذكر است.
ذكر: مجموعه اطلاعات و دادههاي يك موجوداست.
احاطه پيدا كردن به ذكر همان علم است.
سلول كه قصد دارد تكثير يابد و حركت كند و شب آن روز شود و صبح اذا تنفس
شود لازم است به اطلاعات (ذكر) رجوع كند.
سلول با موارد بيروني مثل غذا و مواد سمي مواجه است. يعني خودش تنها
نيست. چيزهايي كه اطرافش است ميگوييم صاحب (همراه) و همنشين.
مجموعه عوامل بيروني صاحبان او هستند.
علم: احاطه و اطلاع از چيزي.
اطلاعاتي كه سلول از شرايط و وضعيت داخلي و خارجي خود دارد علم است.
به هر چيزي كه درون و برون چیزی باشد عالم ميگويند يعني ميتواند به آن
احاطه يابد.
* علم –عالم- علامت تقريباً هم معنياند.
هر چيزي كه درون و بيرون سلول است عالم است يعني نشانه و اثر دارد و
شيئيت.
اگر شاء نباشد اين موارد به درد نميخورد.
مهم * هر خواستي مبتني بر ذكري است و صاحباني دارد و در فضايي است .اين
گونه است كه خواست (شاء)، ان يستقيم ميشود.
* اين سلول تا جايي ميتواند بخواهد كه علم واطلاعات و ذكر و صاحب دارد .
شاء منوط به اقتضا و علت و معلول و قانونمندي است.
شرايط مثل علم و صاحب و ذكر است كه كيفيت و كميت شاء را تعيين ميكند.
ذكر للعالمين: همه اطلاعات عالم و قانونمنديهاي عالم در آن ذخيره شده.
در انسان هسته همان عقل و فطرت است كه اطلاعات در آن ذخيره شده.
و چيزهايي ا ورا ا حاطه كرده عالم.
براي رشد خود بايد مرتبط با ما وراء خود باشد غيب
براي حركت و روز شدن شب خود بايد به فطرت و عقل و همراهان خود و فضايي كه
در آن قرار گرفته و خواستي كه با قرار گرفتن در فضا و همراهي با همراهان
و مطابقت با فطرت و عقل رجوع كند. ميشود يعني ابتدااستقامت قيام
برخ
بعد منجر به قياماستن شكفته شدن
در اين حالت انسان شاهد حقيقت محض ميشود تكوير محض
تكوير شمس حركتي است آگاهانه در شخص كه موجب كشف حقيقت ميشود.
• قول رسول در دو جا مهم است انطباق با برون و درون و انطباق با صاحب.
صلی ا... علیک یا ابا صالح المهدی
|
|
|
|