|
شب قدر ، شب
انتظار ، شب عاشورا ، شب حركت
قسم به صبح شكفتن
قسم به راه بقاء
قسم به راز شبانه
قسم به حكمت شب
و آن سكون و تفكر
كه زهره زهراست (سلام الله عليها)
و ماه ولايت بدور محور خورشيد
و آن -خورشيد - حكايت هستی
ظهور حيات
تجلی نور
و نام آن فاطمه ، زهراست .
و ماه روشنی راه ، سَنبل پاكی ، نماينده هستی ، نشان صلابت ،
جلوه خورشيد ، وليّ مطلقِ گيتی و راز دار و غصه دار تك تك افراد
و شب نه وقت خفتن است و به غفلت سر سپردن
كه گاهِ شهودِ نور آن "تك ستاره هستی " است .
و نپندار تو را در ظلمات و تاريكی هايِ " شبِ دنيا " بيهوده رهانيده اند
كه برای اينچنين شهودی لياقت داده اند .
و چه زيباست جلوه گری ستاره در تاريكی ، و هدايتگری آن در گذر مسيرها و
چند راهيها .
و چه با شكوه است نور افشانی ماه در نماياندن بايدها و نبايدها ، و اثر
گذاری آن در پديده های هستی .
و تو ای كاروانِ عقل و هوش و چشم و گوش ، برای بيرون شدن از تاريكی ها از
بيابان و دشت و كوه و جنگل های روزگار حركت را آغاز كن .
عقلِ قافله سالار ، هوشِ پيك ، چشمِ ديده بان و گوشِ محافظ خود را آماده
باش ده و لشكر عقل را با خود همساز نما .
از سختيها نهراس ، به نور بينديش ، به ديدن و شنيدن ، به صبحِ شدن ، وقت
شكفتن و ماجرای دلربا ييِ وصل .
راه را از ستاره بگير با مدد نور ماه حركت كن .
چشم از ستاره برمدار ، ابرهای خودخواهی و بی نيازی را از هوای نفست كنار
زن تا به رؤيت ماه رسی .
از دره ها و محل های نا امن عبور مكن و با بروز استعدادها و توانائيهای
خود تا می توانی به حركت خود شتاب ده .
كه آنگاه خود سرزمين چرخان بشارتی كه با حركت و ظهور و بروز خود هر لحظه
جلوه ای ديگر از نور را نظاره گری و به صبح نزديكتر.
اميد به صبح و انتظار راز حركت است ، و خورشيد زيبا سرّ محبت .
و شبِ حركت ، شبِ قدر است و شبِ انتظار، شبِ عاشورا
واليس الصبح بقريب
|