واژه های قرآن(PDF)
واژه ها
اسماء الهی در قرآن(PDF)
  سوره فجر

احاديث سوره فجر(1)

احاديث سوره فجر(2)

احاديث سوره فجر(3)

احاديث سوره فجر(4)

  سوره تكوير
درسهايي از سوره تکوير
معاني کلمات سوره تکوير
متنهایی در مورد سوره تکوير
روایتهایی در مورد سوره تکویر
دست نوشته هاي کلاس سوره تکوير
  سوره  انشراح
 واژه های سوره انشراح
  سوره شمس
واژه های سوره شمس
  سوره ضحي
واژه های سوره ضحي
  سوره تكاثر
واژه های سوره تکاثر
  سوره ناس
واژه های سوره ناس
  سوره فلق
واژه هاي سوره فلق
  سوره  قدر
واژه های سوره قدر
   
ولایت(1)
ولایت(2)
شب قدر
انسان
حرکت
مومن
علم
زن
   
ثواب قرائت هر یک از سوره های قرآن
 ثواب قرائت سوره هایی که دارای آثار دنیوی هستند.
ثواب قرائت سوره هایی که دارای آثار معنوی و اخروی هستند.
سوره هایی که خواندن آن ها در زمان های مختلف توصیه شده است.

بسم الله الرحمن الرحيم

بشب قدر ، صبح عبوديت ، ظهر شهادت

آه آه من قله الزاد و طول السفر
عجيب است حكايت زندگانی ، فرصت ها چون ابر سپری می شود تا برای سفری طولانی زاد و توشه ای مهيا كنيم .
آری سخن از سفر است و شكفتن و توشه است و به بار نشستن . و چه بی نهايت توانائيهائی كه بايد در اين ايام كوتاه عمر در ما شكفته شود .
و چگونه است حال ما در به ثمر نشستن ؟
آيا می دانيم چه مدتی در اين مسير شكفتن و راه شدن می مانيم ؟
و نپندار طول عمرما سالهاست ، كه يك شب و نيم روزی بيش نيست اگر زنده باشيم و زندگی كنيم .
از شب بايد آغاز كرد ، از تاريكی ها ، از وجود توانای ناشكفته .
با عمل بايد شروع كرد ، با عمل صالح و شايسته .
همراه با نور ماه و راهنمائی ستاره بايد حركت كرد ، و با داشتن مبنائی برای تشخيص راه و درستی كار .
"من كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرك بعباده ربه احدا "
و چه بسا اين شب حركت را شب قدر نامند و تو چه دانی از شب قدر كه از هزار ماه برتر است و در اين شب ملائكه و روح نازل می شود و تا فرا رسيدن صبح در اين اخراج از تاريكی به نور تو را به سلامت مدد می كنند .

شب قدر ، شب فهم است ، شب درك ، شب خود آگاهی .
تَلنگرِ شدن ، تنشی برای خوب زيستن و نيكو رستن .
شب قدر ، شب تعيين سرنوشت است ، شب هدايت ، شب دستگيری .
عاشورائی شدن ، حسينی زيستن و به شهادت رسيدن .
شب قدر نه يك شب معمول بلكه يك دوره از زندگی است كه نقطه آغاز آن توجه به خود و هستی و روی برگرداندن از دنيا و مظاهر آن است.
شب قدر شب عاشوراست ، دنيا طلبان و غافلان از آن هيچ بهره ای ندارند و فقط آخرت جويان و همراهان با ماههای روشنی بخش و ستارگان هدايت می توانند آنرا درك كنند.
چنين شبی لياقت يافته تا ما را از ظلمت ها و تاريكی های عوالم مختلف رهائی بخشد و ما را به فجر عاشورا ، صبح ظهور ، مشاهده ملكوت رساند .
و آنگاه نشانه هائی از روشنائی در ما تجلی می كند ، و نسيم حيات بخش اميد وزيدن .
نشاط زيستن در ما هويدا می شود و زيبائيهای مخفی هستی پديدار .
تا چشم می دوزيم كران تا كران هستی ، اگر در كنار دامنه های كوه باشيم عظمت در عظمت كوه و استواری
اگر در كنار دريا باشيم دريا دريا لطافت و پاكی ، اگر در كنار بوستان و بيشه های سر سبز باشيم در غايت زيبائی ، رشد و طراوت و شادابی و حتی اگر در كوير و بيابان باشيم ،از اين سو و آن سو جبروت و جلال هستی ..
و آن هنگامه پديدار شدن تمام ضعف و بيچارگی و فقر ما و هويدا شدن تمام غنا و عزت و عظمت حضرت اوست. و شايد بتوان آن را " صبح عبوديت " و " فجر مشاهده " ناميد .
در آن هنگام با گردش زمين و جودمان به سمت نور ، نوبت به تجلی خورشيد رسد ، فجر طلوع كند ،و چشم را بينا ، گوش را شنوا و دل را هوشيار گرداند. و حكايت شعر و جنون آغاز می شود .
و اكنون صبح عاشوراست در كنار فرستاده به حق الهی و ولی او ، و دشمن و دوست بی پرده عيان ،
اكنون نوبت عاشقی است و بروز توانائی
اما هنوز تا " ظهر شكوفائی " و" ظهر شهادت " فاصله بسيار است .
" من كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرك بعباده ربه احدا "
در ظهر شكوفائی همه سايه های غفلت و بی خبری زائل شده ، تمام تعيينات و منيتها از بين می رود ، و صفات الهی در اوج خود تجلی می يابد .

اينك وقت وصال و يگانگی با محبوب فرا رسيده ، و نوبت شهود و شهادت و لقا ء است . ظهر عاشوراست ، وقت فانی شدن ، زمان خليفه الهی و اوج رسالت و پيام رسانی است ، و اين صبح عبوديت است كه به ظهر رسالت ختم می شود ، و فجر مشاهده به ظهر شهادت .
و چه زيباست نقش ولايت در شب و روز عاشورا و در اين نيمروز عمر ، كه محور وجودمان و گرما بخش و نيرو دهنده هستی ماست . و اگر نبود هيچگاه نمی توانستيم از ظلمت ها و تاريكی ها آن شب هولناك بيرون آئيم و به مقام خليفه الهی رسيم .
و اينست راز زندگانی و سر " اين الانجم الظاهره ، اين الاقمار المنيره ، اين الشموس الطالعه " كه در شب ستارگان راهنما و ماه روشنی بخش و هنگام روز خورشيد نيرو دهنده و عشق افزا و به ظهور رسانده است .
و خيره سران روزگار و تكبر ورزان خود بين كجا می توانند سر از منيت و انانيت خود در آورند و به كريمه قرآن كه مفهوم ولايت است گوش سپارند :
" اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولوا الامر منكم "
چنين كسانی را زنده نپنداريد كه مردگانی پست و متحركند و وجودشان برای اهل ولاء تمرين عشق بازی و مايه حركت و پويائی و رسيدن به كمال و توجه بيشتر به ستاره و ماه و خورشيد ولايت است .