|
شرح |
بسط مخصوص در يك
موضوع، كه مقابل آن قبض است و مفاهيم تبيين، فتح،تفسير، توضيح، توسيع با توجه
به موضوع خاص در آن وجود دارد.
شرح صدر: انبساط در يك چيز و رفع انقباض جهت آمادگي پذيرش نور و ايمان.
انشراح: تحقق اقتضاء و استعداد.
|
|
صدر |
مقابل ورود است. در ورود جهت صيروره به
سوي محيط است اما در صدور به سوي خارج محيط معين است.(قلب مظهر قوت و حيات و
صدر مظهر قوت است) |
|
وضع |
جعل شئ در محل است
و در موارد مختلف خصوصيات اين معنا تفاوت مي كند وازمصاديق آن جعل و قرار دادن
جنين در محل با تولد است...
درآيه“الم نشرح...”مواد، رها شدن و جدا شدن از آنچه كه موجب مضيقه و سختي
روحاني است كه به واسطه افكار باطل و عقايد سخيف و عادات و ... بوجود آمده است.
|
|
وزر |
ثقل و سنگيني حمل
شده بر روي شي و ... مصاديق آن. حمل سنگيني كوه به وسيله زمين و درز دوگونه
است: معنوي – مادي.ورز معنوي: دچار گشتن نفس به انكدار و ظلمت و اضطراب و ...
است كه بواسطه اعمال سوء، قابل در منات وقع صفات حيواني بوجود ميآيد.
وزر مادي: قابل انتقال و تحول از يك محل به محل ديگر است.
|
|
نقض |
فرو شكستن آنچه
حكم شده و حلال گشته است. |
|
ظهر |
مطلق “بدو” ( يا
شروع) در مقابل پشت (بطن) است به هر كيفيتي كه باشد كه بروز همان ظهور با كيفيت
خاص است.در انسان جهت مقابل پشت (بطن) را گويند و قوت و تحمل و صلابت در ظهور
لحاظ شده است كه در بطن نيست. |
|
رفع |
مقابل خفض است كه
خفض تواضع همراه با عطوفت را گويند. |
|
ذكر |
تذكر در مقابل
غفلت و نسيان است كه اين معني در تذكر با قلب و زبان است. |
|
عسر |
سهولت در وسعت است
(مقابل عسر است).همانا خداوند عزوجل در زندگي مادي يا معنوي براي بندگانش
نميخواهد مگر سر و رحاد و وسعت و برايشان عسر و مضيفه را نميخواهد اما اگر
عدد از هوا و شيطان تبعيت كند و در طريق اغواء و عصيان گرفتار شود خداوند لطف و
رحمتش را قطع ميكند. |
|
فزع |
خالي شدن از
اشتغال است كه اين خالي شدن و فراغت، مي تواند از بعد نفس و يا شغل باشد.
مفاهيم آن: سعد، صب، خفت، بطلان و قصد از آثار خلاء و لوازم آن ميباشد. م مواد
از فرغت: فارغ شدن از عمل به وظايف اجتماعي و رسالت اعم از تبليغ و ارشاد و ...
ميباشد. |
|
نصب |
تثبيت شي در محل
همراه با اقامت و رفعت ظاهري ميباشد. از مصاديق آن: |
|
رغب |
ميل بسيار را
گويند همانطور كه شوق رغبت بسيار است |