|
واژه |
نقش آن در سوره |
ريشه |
معناي ريشه اصلي |
|
قل
|
فعل امر |
قول |
معناي آن ظاهر
گردانيدن آنچه در قلب است و بيان كردن آن به هر وسيله
اي كه ممكن باشد . فقط مخصوص انسان نيست بلكه در هر
مرحله اي از عوالم لاهوت و ملائكه و انسان و حيوان و
ساير طبيعيات وجود دارد و متناسب با حال طرف مقابل به
صورت سخن گفتن ، الهام، القاء، اشاره، صدا، حركات
مخصوص يا با ايجاد امر تكويني رخ مي دهد.،
|
|
اعوذ |
فعل |
عوذ |
پناهنده شدن به
چيزي و متصل شدن به آن براي در امان بودن از مواجهه با
شر موردي مشخص براي حفظ نفس است. طبيعي است اظهار آن
فقط به زبان و گفتار نيست بلكه بايد تحقق خارجي داشته
باشد. |
|
رب |
مجرور |
ربب |
به جلسه اول رجوع
شود. |
|
فلق |
مضاف اليه |
فلق |
به معناي شكافتگي، صبح، تمام آفريدگان،دوزخ، فُرجه و
مرز بين دو چيز ، شكاف كوه ، زمين گود ميان دو بلندي،
و… مي باشد ولي در اصل به
معناي ايجاد شكاف همراه با آشكار شدن چيزي بين دو طرف
- قبل و بعد - خود است و مطلق شكافتگي و انشقاق همراه
با بدست آوردن تفرق بين دو طرف معنا مي شود. و از
مصاديق آن ايجاد شكاف در دانه و هسته ، شكاف بين ظلمت
و نور، بين حق و باطل ، شكافتگي طبيعي بين دو كوه و
شكاف براي دستيابي به امري عجيب يا اتفاقي بر خلاف
جريان طبيعي است. و اما اطلاق آن با خلق به اين دليل
است كه در عالم مادي و معنوي ، ايجاد هر چيزي در خارج
با تحقق انفلاق (شكافتگي) است . و گفته مي شود چيزي كه
تشخص ندارد ايجاد نمي شود و تشخص عبارتست از بدست
آوردن قيود و فصول لازم در شي و تا زمانيكه قيود و
مشخصات به آن الحاق نشود مفهوم خارجي آن تعيين نشده و
در حد مفهوم ذهني خواهد ماند . پس تحقق وجودي هر چيزي
احتياج به حصول انفلاق دارد . در امور مادي زمين گودي
كه شكافنده بين دو كوه است و در امور معنوي فسق و شرور
كه در واقع ايجاد انحرافات و ظلمات نازله بر قلب در
مقابل نورانيت و هدايت است مصداق مي يابد. و اما
انفلاق بايد مبدا و مقصد داشته باشد و آن مبدا و مقصد
داراي سنخيت باشند و نيز اين شكاف موجب تبديل چيزي به
چيز ديگر نمي شود بلكه در آن تفرق و انقسام رخ مي دهد،
همانند جدا شدن صبح از ظلمت كه در واقع نشاندهنده
ايجاد روز و ظهور نور خورشيد مي باشد.
|
|
شر |
مجرور |
شر |
واژه مخالف آن
خير است. |
|
خلق |
صله |
خلق |
به
جلسه اول رجوع شود. |
|
غاسق |
مضاف اليه |
غسق |
غسق به معناي
ظلمت نازله و غاسق به معناي شب است آن هنگام كه شفق
پنهان شده و تاريكي بر همه جا احاطه يافته است. و در
حالت معنوي مثل كدورات و ظلماتي كه قلب را مي پوشاند
است، و يا چشم هنگامي كه كدر مي شود اشك از آن جاري
نمي شود و همانطور كه در ظلمت مادي امكان بلا و
اتفاقات شر وجود دارد و در ظلمت معنوي نيز ضلال و
گمراهي و انحراف و كفر را به همراه خواهد داشت و در
واقع مانعي است در مقابل نور خداوند. |
|
وقب |
صله - فعل |
وقب |
داخل شدن چيزي در
محلي را گويند و از مصاديق آن تجمع آب در حفره و دخول
ظلمت در شب است. |
|
نفاثات |
مضاف اليه |
نفث |
در اصل به معناي
دميدن شديد از دهان است. و مراد از نفاثات نفوسي هستند
كه در جهت افزايش مشكلات مردم و گره خوردن كارشان تلاش
مي كنند و در گره ها مي دمند و خواسته يا ناخواسته گره
هاي زندگي را سخت تر و سخت تر مي كنند ، نفث ممكن است
به صورت قول يا القاء فكر و يا هر نوع دميدني باشد. و
نيز علامت تانيث در نفاثات به معناي تخصيص اين آيه به
زنان نيست و به اعتبار نفس مونث آورده شده است. |
|
عقد |
فعل - صله |
عقد |
نضمام دو جزء يا اجزاء و محكم كردن يا گره خوردنش در
نقطه معيني را گويند و از مصاديق آن داد و ستد ، عهد،
سوگند، بيعت ، لكنت زبان، گره در افكار عمومي و آراء و
….است. و اما مفهوم محكم
كردن ، شدت، غلظت، وثوق، سخت شدن، از آثار و لوازم آن
است. |
|
حاسد- حسد |
مضاف اليه
فعل |
حسد |
به معناي طلب
زايل شدن نعمت و از بين رفتن آرامش و رفاه در شخص ديگر
ي است. |