|
به معناي آشكار شدن و
جريان يافتن امر لطيف است. از مصاديق آن تجلي فيض ، جريان رحمت،
آشكار شدن مقام نبوت و رسالت، جريان وحي، تنزيل كتاب و احكام ، ظاهر
شدن مظاهر پاكي و پاكدامني ، آشكار شدن جلوه هاي نور و…
مي باشد و از آثار آن حاصل شدن سرور و فرح و شادماني و راحتي و طيب و
گشايش و سهولت و نجات و … مي
باشد.
رَوح مصدر و روح
اسم مصدر است و به ايجاد جرياني معنوي دلالت دارد همانطور كه ريح كه
داراي همان حروف است بر جريان و تحرك ظاهري و مادي دلالت مي نمايد.
فرق بين روح و نفس
در اينست كه روح مظهر ظهور و تجلي است و آن چيزي است كه از افاضه و
دميدن پروردگار عالم حاصل شده است اما نفس حاكي از يك فرد مشخص است
. بنابر اين روح از رَوح حاصل شده يعني القاء شده و دميده شده و وحي
شده است و بهترين تعبير آنكه قل الروح من امر ربي يعني بواسطه امر
پروردگار ايجاد شده است.
با اين وجود مراتب موجودات بر دو نوع است عالم
خلق و عالم امر، عالم امر كه عالم روحها است براي بوجود آمدنش
احتياجي به ماده نيست و متكي به امر تكويني مي باشد بخلاف عالم خلق و
از آنجائي كه عالم امر وراي عالم ماده و حس است امكان ادراك آن با
خصوصيات و كيفيات نيست و تعريف و گفتگو از آن نه تنها سودي ندارد
بلكه عبث و بيهوده است.و صرفا با مكاشفه و شهود روحاني قابل فهم و
درك است.
|