|
الهيكم |
لهو |
به آن
چيزي كه تمايل به آن وجود دارد و بوسيله آن لذت مي برند بدون آنكه
نتيجه اي حاصل شود و الهاء به معناي قرار دادن شخص در لهو و تمايل
و لذت است – لهو در قرآن در موارد مختلفي آمده كه عبارتست از 1 –
لهو الحديث در آيه من الناس من يشتري لهو الحديث ليضل عن سبيل الله
31 /6 كه به معناي برگرفتن سخنان و حكايات و كارهاي بيهوده لذت بخش
است.2 – لهو در قلب در آيه اقترب للناس حسابهم ...لاهيه قلوبهم ،
قلب لاهي قلبي است كه نيت هاو فكرو آنچه با قلب او مرتبط ست بدون
فايده و بدون غرض عقلاني است. 3 – استعمال لهو همراه تجارت در آيه
11 سوره جمعه 4 و 5 – استعمال لهو همراه لعب در مورد دين و دنيا –
در مورد دين : الذين اتخذوا دينهم لهوا و لعبا و غرتهم الحياه
الدنيا 7 /51 و 6 /70
در لعب منظور كاري است كه فرد از آن منظور مفيدي در نظر ندارد و در
لهو قيد زايد بر اين وجود دارد و آن هم لذت بردن و گرايش داشتن به
آن است
در حيات دنيا: و ما الحياه الدنيا الا لهو و لعب 6 / 32 – انما
الحياه الدنيا لهو و لعب 57 /20 – و ما هذه الحيوه الدنيا الا لهو
و لعب 29 / 69 دو آيه اول در تعريف مطلق از زندگي دنيائي است و آيه
سوم با توجه به هذه به مصاديق آن توجه دارد اما لهو در اموال : در
آيه الهيكم التكاثر و لاتلهكم اموالكم و لا اودلادكم عن ذكر الله
63 / 9 اشاره شده زيرا اموال و اولاد و تعلق و سرگرم بودن به آن ها
فرد را دچار لهو مي كند و دست به كارهائي مي زند كه لذت بخش ولي
بيهوده است.
|
|
التكاثر |
كثر |
واژه
مقابل كم است و بيشتر در موارد كميت و مقدار استعمال مي شود. و
كوثر و مكثار براي مبالغه است و كثرت مفهومي نسبي است كه در محل
هاي مختلف متناسب با همان محل معنا مي شود.در الهيكم التكاثر منظور
استمرار حصول كثرت در تعلقات دنيوي است. |
|
زرتم |
زور |
عدول
عن الظاهر باطنا مع تسويه الظاهر – به معناي صرفنظر كردن باطني از
ظاهر چيزي و توجه به خلاف آن در عين وانمود كردن به اينكه ظاهر را
نيز فراموش نكرده و مورد توجه اوست بنابراين فرق زور و كذب در
اينست كه در زور ظاهر حفظ شده و نيكو قلمداد مي شود تا از دروغ وي
خبردار نشوند پس در الهيكم المقابر زيارت مقابر در صورتي محقق مي
شود كه به آن توجهي ندارند و اين خلاف جريان ظاهر كه همان تكاثر
است مي باشد يعني ايشان در نهايت اهتمام به دنيا و تحصيل زينت آن
بوده و امور خود را خوب جلوه مي دهند.- |
|
مقابر |
قبر |
به
معناي پوشاندن بنحوي كه از همه اطراف آن را بپوشاند. خواه در امور
مادي يا معنوي.مقبره اسن مكان است |
|
يقين |
يقن |
به
معناي علم ثابت در نفس است به نحوي كه دچار شك نشود و بوسيله آن
سكون و آرامش حاصل شود. علم يقين يعني علمي كه به مرتبه يقين رسيده
باشد و عين اليقين رسيدن به نقطه اي كه آثار ويژه حتمي و تصميمات
قاطعي از آن از فرد جريان يابد و در فرد مركز رويش و تحقق يقين
حاصل شده است.و در حق اليقين حالت ثبوت و آرامش ذاتي يقين مورد نظر
است |
|
جحيم |
جحم |
به
معناي شدت حرات و اشتعال است و به همين دليل بر آتش شعله ور و محلي
كه در آن آتش قرار دارد اطلاق مي شود و اين آتش ممكن است محسوس و
مادي و يا معنوي و حاصل از بدي اعمال و نيت ها باشد. كه اموري
روحاني و عقلاني اند. |
|
لتسئلن |
سئل |
خواستن چيزي از شخصي خواه خبر ، مال، علم ، عطا و ... باشد.اگر در
خبر باشد به معناي خواستن خبر (استخبار) و اگر در مورد علم باشد به
معناي استعلام و... مي باشد.و اين ماده يا خود متعدي به دو مفعول
است يا بوسيله با و عن به حسب معناي مورد نظر به دو مفعول متعدي مي
شود. |
|
نعيم |
نعم |
طيب
عيش و حسن حال را گويند . و درمقابل آن بوس كه مطلق شدت و تنگي
است.و اعم از مادي و معنوي است . نِعَم جمع كثرت است و در افراد
بسيار استعمال مي شود و انعم جمع قلت است و در موارد و افراد كم
بكار مي برد.و نعماء بر نعمت مستمر دلالت دارد و نعيم صفت مشبهه به
ثابت شدن صفت دلالت دارد - |