واژه های قرآن(PDF)
واژه ها
اسماء الهی در قرآن(PDF)
  سوره فجر

احاديث سوره فجر(1)

احاديث سوره فجر(2)

احاديث سوره فجر(3)

احاديث سوره فجر(4)

  سوره تكوير
درسهايي از سوره تکوير
معاني کلمات سوره تکوير
متنهایی در مورد سوره تکوير
روایتهایی در مورد سوره تکویر
دست نوشته هاي کلاس سوره تکوير
  سوره  انشراح
 واژه های سوره انشراح
  سوره شمس
واژه های سوره شمس
  سوره ضحي
واژه های سوره ضحي
  سوره تكاثر
واژه های سوره تکاثر
  سوره ناس
واژه های سوره ناس
  سوره فلق
واژه هاي سوره فلق
  سوره  قدر
واژه های سوره قدر
   
ولایت(1)
ولایت(2)
شب قدر
انسان
حرکت
مومن
علم
زن
   
ثواب قرائت هر یک از سوره های قرآن
 ثواب قرائت سوره هایی که دارای آثار دنیوی هستند.
ثواب قرائت سوره هایی که دارای آثار معنوی و اخروی هستند.
سوره هایی که خواندن آن ها در زمان های مختلف توصیه شده است.

بسم الله الرحمن الرحيم

الهيكم

لهو

به آن چيزي كه تمايل به آن وجود دارد و بوسيله آن لذت مي برند بدون آنكه نتيجه اي حاصل شود و الهاء به معناي قرار دادن شخص در لهو و تمايل و لذت است – لهو در قرآن در موارد مختلفي آمده كه عبارتست از 1 – لهو الحديث در آيه من الناس من يشتري لهو الحديث ليضل عن سبيل الله 31 /6 كه به معناي برگرفتن سخنان و حكايات و كارهاي بيهوده لذت بخش است.2 – لهو در قلب در آيه اقترب للناس حسابهم ...لاهيه قلوبهم ، قلب لاهي قلبي است كه نيت هاو فكرو آنچه با قلب او مرتبط ست بدون فايده و بدون غرض عقلاني است. 3 – استعمال لهو همراه تجارت در آيه 11 سوره جمعه 4 و 5 – استعمال لهو همراه لعب در مورد دين و دنيا –
در مورد دين : الذين اتخذوا دينهم لهوا و لعبا و غرتهم الحياه الدنيا 7 /51 و 6 /70
در لعب منظور كاري است كه فرد از آن منظور مفيدي در نظر ندارد و در لهو قيد زايد بر اين وجود دارد و آن هم لذت بردن و گرايش داشتن به آن است
در حيات دنيا: و ما الحياه الدنيا الا لهو و لعب 6 / 32 – انما الحياه الدنيا لهو و لعب 57 /20 – و ما هذه الحيوه الدنيا الا لهو و لعب 29 / 69 دو آيه اول در تعريف مطلق از زندگي دنيائي است و آيه سوم با توجه به هذه به مصاديق آن توجه دارد اما لهو در اموال : در آيه الهيكم التكاثر و لاتلهكم اموالكم و لا اودلادكم عن ذكر الله 63 / 9 اشاره شده زيرا اموال و اولاد و تعلق و سرگرم بودن به آن ها فرد را دچار لهو مي كند و دست به كارهائي مي زند كه لذت بخش ولي بيهوده است.
 

التكاثر

كثر

واژه مقابل كم است و بيشتر در موارد كميت و مقدار استعمال مي شود. و كوثر و مكثار براي مبالغه است و كثرت مفهومي نسبي است كه در محل هاي مختلف متناسب با همان محل معنا مي شود.در الهيكم التكاثر منظور استمرار حصول كثرت در تعلقات دنيوي است.

زرتم

زور

عدول عن الظاهر باطنا مع تسويه الظاهر – به معناي صرفنظر كردن باطني از ظاهر چيزي و توجه به خلاف آن در عين وانمود كردن به اينكه ظاهر را نيز فراموش نكرده و مورد توجه اوست بنابراين فرق زور و كذب در اينست كه در زور ظاهر حفظ شده و نيكو قلمداد مي شود تا از دروغ وي خبردار نشوند پس در الهيكم المقابر زيارت مقابر در صورتي محقق مي شود كه به آن توجهي ندارند و اين خلاف جريان ظاهر كه همان تكاثر است مي باشد يعني ايشان در نهايت اهتمام به دنيا و تحصيل زينت آن بوده و امور خود را خوب جلوه مي دهند.-

مقابر

قبر

به معناي پوشاندن بنحوي كه از همه اطراف آن را بپوشاند. خواه در امور مادي يا معنوي.مقبره اسن مكان است

يقين

يقن

به معناي علم ثابت در نفس است به نحوي كه دچار شك نشود و بوسيله آن سكون و آرامش حاصل شود. علم يقين يعني علمي كه به مرتبه يقين رسيده باشد و عين اليقين رسيدن به نقطه اي كه آثار ويژه حتمي و تصميمات قاطعي از آن از فرد جريان يابد و در فرد مركز رويش و تحقق يقين حاصل شده است.و در حق اليقين حالت ثبوت و آرامش ذاتي يقين مورد نظر است

جحيم

جحم

به معناي شدت حرات و اشتعال است و به همين دليل بر آتش شعله ور و محلي كه در آن آتش قرار دارد اطلاق مي شود و اين آتش ممكن است محسوس و مادي و يا معنوي و حاصل از بدي اعمال و نيت ها باشد. كه اموري روحاني و عقلاني اند.

لتسئلن

سئل

خواستن چيزي از شخصي خواه خبر ، مال، علم ، عطا و ... باشد.اگر در خبر باشد به معناي خواستن خبر (استخبار) و اگر در مورد علم باشد به معناي استعلام و... مي باشد.و اين ماده يا خود متعدي به دو مفعول است يا بوسيله با و عن به حسب معناي مورد نظر به دو مفعول متعدي مي شود.

نعيم

نعم

طيب عيش و حسن حال را گويند . و درمقابل آن بوس كه مطلق شدت و تنگي است.و اعم از مادي و معنوي است . نِعَم جمع كثرت است و در افراد بسيار استعمال مي شود و انعم جمع قلت است و در موارد و افراد كم بكار مي برد.و نعماء بر نعمت مستمر دلالت دارد و نعيم صفت مشبهه به ثابت شدن صفت دلالت دارد -